1. 400 آجر را در اتاقی بسته بگذار.
2. کارمندان جدید را در اتاق بگذار و در را ببند.
3- آنها را ترک کن و بعد از 6 ساعت برگرد.
سپس موقعیت ها را تجزیه تحلیل کن:
الف: اگر آنها در حال شمردن آجرها هستند، آنها را در بخش حسابداری بگذار.
ب: اگر آنها برای دومین بار در حال شمردن آجرها هستند، آنها را در بخش ممیزی بگذار.
پ: اگر آنها همه اتاق را با آجرها آشفته کرده اند،(گند زده اند) آنها را در بخش مهندسی بگذار.
ت: اگر آنها آجرها را به طرز فوق العاده ای مرتب کرده اند آنها را در بخش برنامه ریزی بگذار.
ث: اگر آنها آجرها را به سمت یکدیگر پرتاب می کنند آنها را در بخش اداری بگذار.
ج: اگر خواب هستند، آنها را در بخش حراست بگذار.
چ: اگر آنها آجرها را تکه تکه کرده اند آنها را در قسمت فناوری اطلاعات بگذار.
ح: اگر آنها بی کار نشسته اند، آنها را در قسمت نیروی انسانی بگذار.
خ:اگر آنها سعی می کنند با آجرها ترکیب های مختلفی ایجاد کنند و مدام جستجوی بیشتری می کنند ولی هنوز یک آجر را هم تکان نداده اند، آنها را در قسمت حقوق و دستمزد بگذار.
د: اگر آنها اتاق را ترک کرده اند آنها را در قسمت بازاریابی بگذار.
ذ: اگر آنها به بیرون پنچره خيره شده اند، آنها را در قسمت برنامه ریزی استراتژیک بگذار.
ر: اگر آنها با یکدیگر در حال حرف زدن هستند، بدون هیچ نشانه ای از تکان خوردن آجرها، به آنها تبریک بگو و آنها را در قسمت مدیریت ارشد قرار بده!
سلام به همگی . راستش قبلا براتون دوتا پست گذاشته بودیم در مورد آداب معاشرت یادتونه؟
خواستم یه بار دیگه یادآور بشم که این وب درسته یه وب کاملا دانشگاهیه اما ما از این دست مطالبم داریم.
اینم بگم این مطالبو برای همه میگیم چون گاهی اوقات به اندازه ای درگیر مسائل روزمره مون میشیم که خیلی چیزارو فراموش میکنیم.
فصل سوم : معرفی به اشخاص
آداب معرفی : هرگز نباید 2 نفری رو که باهم آشنا نیستند برای مدت طولانی در کنار هم تنها بذاریم. باید از قبل اونارو بهم معرفی کنیم.
یادمون باشه باید فرد پایین دست رو ( چه از نظر سنی، چه شغلی و ..... ) به فرد بالا دست معرفی کنیم.
منظور از بالا دستها این افراد هستند :
خانم ها ( در مقابل آقایون )
مسن ها ( در مقابل جوانان )
روسای حکومتی ( در مقابل بقیه افراد )
حتا اگر پدرمون بسیار قابل معرفی باشند، هرگز نباید اول پدرمون رو به دوست جوونمون معرفی کنیم بلکه اول باید دوستمون رو معرفی کنیم.
" بابا، دوستم فلانی رو معرفی میکنم."
نه اینکه
" آقای فلانی / خانم فلانی ! پدرم رو به شما معرفی میکنم."
اگر دوستمون کشفی کرده بد نیست کشف اون رو نیز یادآور بشیم .
مثلا " آقا / خانم فلانی رو که کاشف قند شور! است به شما معرفی میکنم."
توجه : اگر فلانی کشفی نکرده نباید بگیم :
" فلانی رو که هیچ کشفی نکرده به شما معرفی میکنم!!! !! "
برای معرفی بی نوایی که نام فامیل عجیب و بسیار مشکلی دارد کافی است او را با نام کوچیک معرفی کنیم تا اینکه اون بنده خدا رو تو دردسر بندازیم تا ساعتها در مورد نام فامیلش توضیح بده ! !
اینم از این فصل ممنون از همراهیتون
نخستين بار گفتش كز كجايي؟ بگفتم از پيام نورِ نامي
بگفت آنجا به دانشجو چه گويند؟ بگفتم علاف و بيكار گويند
بگفتم شهريه در دولتي نيست؟ بگفت اين كار از مسئولان عجب نيست
بگفتا رتبه ات زيرِ هزار است؟ بگفتم اين رتبه از ماها محال است
بگفتا وضع استادان چطور است؟ بگفتم اندكي استاد، خوبند
بگفتا چاله چوله نيست آنجا؟ بگفتم تا بخواهي اندر آنجاست
بگفتا از عدالت ها بگوييد؟ بگفتم واژه بي معناست آنجا
بگفتا از چه مي نالي تو آنجا؟ بگفتم شهريه، گرما و سرما
بگفتا شهريه هر ترم چقدر است؟ بگفتم بالاتر از مهريه ها است
بگفتا از حراست ها نناليد؟ بگفتم چاره اي جز اين نداريم
بگفتا پيام نور بر چشم تو چون است؟ بگفتم كوچك و بي زور و خوب است
بگفتا كي شوي فارغ ز آنجا؟ بگفتم نيست ما را خيال دوري از آنجا
بگفتا گر كند مشروط تو را او؟ بگفتم مي كنم زاري شب و روز
بگفتا نمره هاي تو چطور است؟ بگفتم به اندازه انگشتان دست است
بگفتا راستي رشتت چه بوده است؟ بگفتم بعضيا گويند گلابي است
بگفتا قرمه سبزي ها چطور است؟ بگفتم خوب اما بي پياز است
بگفتا آرزوي تو چه بوده است؟ بگفتم آسفالت و ليسانس و كارِ خوب است
جوان دولتي چون ديد وضع ما را ز سر تا پا بشد غرق تماشا
بگفتا اي خدا شكرت شب و روز كه ما را كرده اي غافل از اين روز
منبع:http://ipnuportal.ir/csa-ipnu/index.php?option=com_content&task=view&id=1182&Itemid=273
میدونید چرا لباس فارغ التحصیلی توی کل جهان این شکلیه ؟!
یك نمونه دیگر از ارزشهای ایرانی كه خود ما آنرا نمی شناسیم ردای فارغ التحصیلی است. لابد تا به حال شما هم دیده اید وقتی یك دانشجو در دانشگاههای خارج از کشور می خواهد مدرك دكترای خود را بگیرد، یك لباس بلند مشكی به تن او می كنند و یك كلاه چهارگوش كه از یك گوشه آن یك منگوله آویزان است بر سر او می گذارند و بعد او لوح فارغ التحصیلی را می خواند.

هنگامی كه از ما سوال می شود كه این لباس و كلاه چیست؟ چه پاسخی میدهید؟! هنگامی كه از یك اروپایی یا ژاپنی و یا حتی آمریكایی سوال شود این لباس چیست كه شما تن فارغ التحصیلانتان می كنید می گویند ما به احترام "Avicenna" "آوی سنا" پدر علم جهان این لباس را به صورت نمادین می پوشیم.
آنها به احترام "Avicenna" "آوی سنا" كه همان "ابن سینا"ی ماست كه لباس بلند رداگونه می پوشیده، این لباس را تن دانشمندان خود می كنند. آن كلاه هم نشانه همان دستار است (کمی فانتزی شده) و منگوله آن نمادی از گوشه دستار خراسانی كه ما ایرانی ها در قدیم از گوشه دستار آویزان می كردیم و به دوش می انداختیم. در اروپا و آمریكا علامت یك آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و كلاه ابن سینا می گذارند، ولی ما خودمان نمی دانیم !!
تاریخ برای مهمان شدن توسط مراکز: 88/10/1 - 88/10/17
ثبت نام و انتخاب واحد: 88/11/18 - 88/11/30
شروع کلاسها: 88/12/1
انتخاب واحد ورودی های جدید: 88/11/18 - 88/11/30
حذف و اضافه: 88/12/20 - 88/12/28
حذف اضطراری حداکثر تا: 89/3/6
پایان کلاسها: 89/3/13
دریافت کارت آزمون توسط دانشجو: 89/3/9 - 89/4/8
شروع امتحانات: 89/3/16 - 89/4/8
پایان اعلام نمرات: 89/4/24
((امکان هرگونه تغییری در این تقویم توسط دانشگاه وجود دارد))
سلام به همه ی دوستان.
خوب هستید؟ امیدوارم که خوب باشید.
به خاطر امتحانات یه مدتی نتونستیم اپ کنیم. تو این مدت چند تا از دوستان(نیلوفر،شادی، مصطفی، امیر و...) لطف کردن و به ما سر زدند که ازشون ممنونیم.
بلاخره امتحانات هم تموم شد(البته مال ما). بهتون خوش گذشت؟ به ما که خیلی خوش گذشت. ما این ترم به یاد دوران قبل از دیپلم در زیر زمین یک هنرستان و روی نیمکت امتحان دادیم. تجدید خاطره ای از سالهای پیش بود... البته روی نیمکت کمک خواستن و یاری رساندن خیلی سخت بود و این باعث ناراحتی ما شده بود... ولی بلاخره نموم شد.
گلستان هم موقع امتحانا پیشرفت کرده... البته فقط ظاهراً خوشگل شده باطنش هیچ فرقی نکرده. چند تا از نمرهای تستی هم اومده.
امیدوارم نمرات هممون دو رقمی باشه!
فعلا تا آپ بعدی به امید دیدار
1- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود
بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟
2- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباسهایی در کمد داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟
3- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟
4- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی میکردی
بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟
5- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟
6- خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی؟
7- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودی وآن را به بهترین نحو انجام دادی؟
8- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار میشدی
بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟
9- خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی
بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.
10- خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مطلب را برای دوستانت نخواندی
بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی میکردی
پایگاه فرهنگی هنری تکناز
سلام بچه ها. خوبید. امیدوارم که خوب باشید.
امروز یکی از دوستان که رفته بود دانشگاه خبر داد که محل برگذاری امتحانات مشخص شده که ادرسش رو در زیر براتون گذاشتیم.
ادرس:وجیه آباد - روبروی پارک فدک - هنرستان تقوا پیشگان
در ضمن ازتاریخ24/9الی3/10 بامراجعه به سیستم گلستان ومنوي ارزشیابی وثبت آرا >>>استاد>>> پاسخگويي به سوالات ارزشيابي حتما بايد پاسخ داده شود در غير اينصورت كارت آزمون داده نمي شود.
قابل توجه دانشجویان گرامی مهلت پرداخت شهریه تا
کلیه دانشجویان و دانشپذیران مشروط می توانند گزارش پرداخت شهریه دروس خود را از طریق گزینه : گزارش های آموزش -> شهریه -> لیست ها و آمارها -> فرم واریز وجوه دانشگاه پیام نور ، با وارد کردن شماره دانشجویی خود در قسمت مشخص شده در فرم مذکور و کلیک کردن بر روی گزینه مشاهده گزارش ، دریافت نمایند.
در صورت عدم پرداخت شهريه دروس ثبت نامي،کلیه دروس دانشجو از سیستم حذف و وضعیت دانشجو به حذف ترم (مرخصي تحصیلی با احتساب در سنوات ملزم به پرداخت شهریه ثابت و متغیر) تبدیل خواهد شد.
به گزارش اخبار پیام نور حذف اضطراری نیمسال اول ۸۹-۸۸ دانشگاه پیام نور از تاریخ ۲۲ آذر الی ۲۹ آذر درسیستم گلستان امکان پذیر است.
یادتون هست یه پست از آداب معاشرت براتون گذاشتیم این فصل دومشه جالبه حتما بخونیدش.
فصل دوم سلام کردن به دیگران
سلام ! سابقاً توی روستاها همه به یکدیگر سلام میکردن.اما حالا جمعیت کره زمین به اندازه ای زیاد شده که دیگه وقتی نداریم تا به همه سلام کنیم.
مردم از سلام کردن ما خوششون میاد و چون این کار هیچ خرجی نداره بهتره که ما از سلام کردن دریغ نکنیم.
حالا چطوری باید سلام کنیم ؟؟؟ خیلی سادس باید بگیم سلام.
بین جوونا و دوستای صمیمیمون میتونیم بگیم" به به سلام "
به یک خانم میگیم " سلام خانم " بدون اینکه اسمش رو ببریم.
به یک آقا میگیم " سلام آقا " بدون اینکه اسمش رو ببریم.
در موارد کاری ویا معاملات تجاری حتماً نام خانوادگی طرف را بر زبان بیاورید.
مثلاً : باید بگیم سلام آقای محمدی.( البته فقط به آقای محمدی میگیم، آقای محمدی )
مجبور نیستیم به اینها سلام کنیم:
به آشنایی که در حال زدن صندوق بانک است.
به فردی که در حال خودکشی است( اول باید او را نجات بدهیم بعد سلام کنیم! )
آداب دست دادن : با این افراد ما نباید دستمان را پیش ببریم. بگذاریم اگر او مایل بود دست دراز کند.
1- به یک خانم.
2- به شخص مسن تر از خودمون.
3- به یه شخصیت مهم.
4- به کسی که به ما معرفی میشود.
توجه: به فقیری که دستش را پیش آورده، نباید دست بدهیم. بلکه سکه ای در کف دستش بگذاریم.
آیا برای دست دادن باید دستکش ها را از دست بیرون بیاوریم ؟ ؟
بله ، چون شخصی که می خواهد با ما دست بدهد، مایل است دست ما را بفشارد نه دستکش را.
فقط یه بوکسور میتونه موقع دست دادن دستکشش رو از دستش در نیاره.
از قدیم گفتن : " سلان ناخدا با ناخدا ، توپ است در دریا."
خداحافظی یا به امید دیدار : به امید دیدار را فقط به کسانی می گوییم که امید داریم او را 2 باره ببینیم.
ولی به مکانیک اتومبیل که اتفاقا تعمیرکار بدی هم هست و لوازم دست دوم را به جای نو قالب می کند، فقط می گوییم خداحافظ و امید داریم که دیگر اورا نبینیم حتی در خواب !!!!!!
توجه هرگز نباید به مامور مالیات بگوییم " به امید دیدار "
می توانیم بگوییم موفق باشید.
منتظر فصل های دیگه هم باشید.
جمعه که رفته بودیم دانشگاه دیدیم چند نفر از دانشجویان بالای پله ها تجمع کردن و به آقای شهیری اعتراض می کنند. یه کم که جلو رفتیم دیدیم آنها ژتون دارند در حالیکه غذا تموم شده و نگو به چند نفر بدون ژتون غذا دادن...
فکر کنید! چقدر اعصابشون به هم ریخته اومدن دیدن جا تره و بچه نیست. واقعا آخه این چه وضعیتیه؟ چرا از هفته ی قبل ژتون نمیگیرید و این هفته حق دیگران رو ضایع می کنید؟!؟!؟!؟
من نمی دونم چرا دانشگاه به اونها بدون ژتون غذا میده؟!؟
البته یه کم هم حق دارن چون فقط روزای جمعه ژتون داده میشه و اونقدر شلوغ میشه که آدم حوصله ی صف وایستادن رو نداره.
بچه های عزیز از شما خواهش میکنیم که بدون ژتون غذا نگیرید. یک لحظه خودتون رو بذارید جای اوناییکه با شکم گرسنه میان که غذا بگیرن و میبینن یکی دیگه حق اونا رو خورده. چه حالی میشید؟
سلام به همه ی دوستان عزیز. خوب هستید؟
از این امروز به مدت چند هفته هر هفته براتون یه داستان اموزنده میذاریم که دوست عزیزمون زهراz ارسال کرده. بخونید و لذت ببرید و درس بگیرید.
روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان كم رفت و آمدی می گذشت. ناگهان از بین دو اتومبیل پارك شده در كنار خیابان یك پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب كرد.
پاره آجر به اتومبیل او برخورد كرد . مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید كه اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرك رفت تا او را به سختی تنبیه كند. پسرك گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی كه برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب كند.
پسرك گفت:"اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت كسی از آن عبور می كند. هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان كمك خواستم كسی توجه نكرد. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور كافی برای بلند كردنش ندارم. "برای اینكه شما را متوقف كتم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده كنم ".
مرد متاثر شد و به فكر فرو رفت.... برادر پسرك را روی صندلی اش نشاند، سوار ماشینش شد و به راه افتاد .... در زندگی چنان با سرعت حركت نكنید كه دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه می كند و با قلب ما حرف می زند. اما بعضی اوقات زمانی كه ما وقت نداریم گوش كنیم، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب كند. این انتخاب خودمان است كه گوش كنیم یا نه!
یکی از دوستان متنی به شرح زیر به صورت خصوصی برای ما ارسال کرده:
یه چند تا مطلب بود میخواستم اگه میشه روش تامل کنید:
آقای ملازاده توی مصاحبه تو نشریه گفتن قطعه زمینی به مساحت7226 مترمربع به واحد ما واگذار شده!! اما من پرسیدم... (شما چی فکر میکنید؟)
روز جشن از بابت اینکه کمبود جا داشتن از ما عذرخواهی کردن و دلیلشون واسه برگزاری جشن تو فرهنگسرا این بود که مدرسه ی راهنمایی در شان دانشجو نیست اما آیا درس و کلاس تو اون محل در شان ماست؟!! (شما چی فکر میکنید؟)
من خواستم شما تکلیف این دوتا سوال منو روشن کنید چون حالا ریش و قیچی دست شماست شما نماینده بچه هایید
دوست عزیز ما فوق العاده از شما ممنونیم. هم به خاطر اینکه به وبمون سر زدی و هم به خاطر اینکه ما رو نماینده ی خودت می دونی.
ولی دوست عزیز ما وقتی نماینده ی شما تلقی می شویم که اولا دانشجویان دانشگاهمان از ما پشتیبانی کنن(که این پشتیبانی خیلی خیلی کمرنگ است)و ثانیا دانشگاه با ما همکاری کند که همانطور که در پست فراخوان گفتیم دانشگاه با ما همکاری نمی کند.
در مورد زمین دانشگاه هم باید بگم که یکی از دوستان زمین دانشگاه رو دیده و می گفت: در نزدیکی ساختمان آموزشی قبلی(وجیه اباد) است و دور زمین دانشگاه دیوار کشیده اند و زمینش را صاف کرده و چند کارگر مشغول انجام کار روی آن هستند. البته ما خودمان ندیده ایم و فقط شنیده ایم ولی هر وقت دیدیم عکسی از ان برای شما می گذاریم.
در مورد مدرسه ی راهنمایی نیز من هم نظر شما را دارم. این مدرسه در شان ما نیست. ولی به نظر من در این مورد(انتخاب مکان اموزشی) اختیار در دست مسئولین دانشگاه نبوده چون هیچ آدم عاقلی مکان خوب رو ول نمی کند و بیاد تو مکان بد کار کند. احتمالا این مکان اموزشی از بالا تعیین می شود. البته این نظر من است چون ما در این مورد از مسئولین سوال نکرده ایم و فکر نکنم بتوانیم سوالی کنیم چون همانطور که گفتم دانشگاه با فعالیت ما مخالف است.
[ آخرین صفحه ] [ صفحه 1 از 3
] [ صفحه بعد ]


